تبليغاتX
کان کفو توان

|کان گنج است و اسراری در آن کفو کفه ی ترازو است و نشان عدالت و توان راه و نیاز رسیدن به آن عدالت|

همراه یا همراه نمایان ؟؟؟

دعوت ما از راهدانان و همراهان این است که بيايند و در اين فلسفه ی بزرگ تفكر كنند

ما آتش خاکستر شده ی ایمانیم

 

راز بزرگيست راز دانايان

 

انسان درگو، گم آثار دروغ و جاويد اين جهان كه دگر نبايد شد.

 

 فرمانبرروايان را از بس غفلت زدن زانوى كرنش كه اين سر به هوا سجاده مان عرش خدا كنون بينش زمين است

 

ا ين زن زاينده چون مارا كه سر بر مهرش مينهيم آسان و با دست جانان ميدهيم اسرار جانان را آن احمق آن زیرك كه جهان را به دونان داد و تنديس جهالت را به محراب عدالت چون خون پاشيد

 

بركشيد در گوششان اين قهقهه تا بركشند اين بارشان اى خاك بر سر هايشان بجوشيد خروشيد بكوشيد در دل كوهى كه بود خلق ستبر هى هى بپاشيد اين خراب آبادكان ستمگر را.

 

 


  با سلام خدمت همه ی همراهان دانای طریقت دانایی

سوال اینجاست که کانگ فو توآ کاران امروز ایران تا چه حد به دلایل تمرین کونگ فو آگاهند ؟ و تا چه حد به فلسفه ی آن آشنا ؟

بر همه ی مربیان و راهدانان واجب است که در این مهم بکوشند و اگر خود در مبنای طریقت دانایی با نارساییهایی مواجه اند از راهدانان دیگر سوال کنند و یا از افراد آگاه و وفادار به فلسفه ی دانایان.

به دین پایه و در جهت آگاه نمودن هرچه بیشتر همراهان راهنمایی هایی زین پس در این وبلاگ قرار داده خواهد شد تا به امید حق همگان پی به حق فلسفه ی راستین توآ برند....


تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من

پیاده     میروم     و     همرهان    سوارانند

همراهان هشیار باشید که شما در مقابل این نام و انسانها بسیار مسئولید. شما که نام همراه را برای خود برگزیده ای باید بدانی که انسانها چشم به عمل شما دوخته اند. مبادا که ما را غرور و خود ستایی در باتلاق تاریکی ها فرو برد !!! این بدانید که در این طریقت آنان که خادم ترینند خدا آدم و بالا ترینند در عالم روح. و آنان که اشغال وجود خود و دیگران کردند و خود را از دیگر انسانها جدا میدانند آن میشوند که در تعبیری از اشغال شایسته ی سخن نیست. ارزش هر انسان به عمل و اندیشه ی اوست چه بسیار دیدیم به اصطلاح راهدانانی که هنوز راه نیافته بودند و خیال دویدن داشتند و دست آخر خود و همراهانشان را به زمین کوفتند !! آنان در این طریقت چه کردند جز بی حرمت نمودن انسانها و تهمت و کوبش آنها و سوء استفاده از توان انسانها همانا که آنان حمال شالهای رنگینند و حاصلشان در این طریقت جز تخریب راه در مقابل چشمان ناآگاهان طریقت نبوده و نیست.

آنان که خود را در این راه پیشکسوت و راهدان خطاب می کنند بیایند در مقابل جوانان راستین شهر توآ و پاسخگوی سوالهای آنان باشند و بگویند که در مقابل مسئولیتی که دانایی در مقابلشان گذاشت چه کردند ؟ بیایند و بگویند که چگونه پیمانهایشان را با پدر و پیر طریقت شکستند ؟؟!!! بگویند برای نسل جوانی که سالها در معابد در اختیارشان بودند چه کمالاتی را ارائه نمودند ؟ آیا به آنان دانایی آموختند یا تنها مشت و لگدهائی که خود نیز نمیدانستند برای چه میزنند ؟! مسئولند وجدانهای آگاه طریقت که از اینچنین راهدان نماها در هر مکانی بخواهند حجت راهدانی شان چه بوده است و برای اندیشه ی دانایان چه میکنند ؟ چگونه راهدانان و راهبانانی هستند که در راه دیده نمیشوند ؟ و تنها تکرار مکررات مسئولیت آنهاست ؟ و این در شرایطی است که همراهان بسیار در این راه تشنه ی حقایق و سرگردانند. بگویند آیا این عناوین در فلسفه ی توآ وسیله ای برای سرگرمیشان بوده و یا مسئولیتی انسانی در قبال دیگر انسانها که به خاطر آن شب و روز نباید استراحت به خود راه داد ؟ آیا جوانان ما امروز به جای جوشش اندیشه هایشان سرگرم شالها و نشخوار بی درک گفته های پیشینند ؟ آیا هدف طریقت ما این بوده است ؟ سکون و آرامش و یا تحرک و بی آرامی و نبرد ؟ بر ما چه حکم شده ؟ و چه میکنیم ؟ خود قضاوت کنند آگاهان طریقت دانایان بر خویشتن.!!! آری بزرگترین لحظه ی حیات انسان وقتی است که خود مورد قضاوت است. آیا ما که اینک کت اب کتاب یگانگی را در دست داریم معنا و آرمان یگانگی انسانها را دریافته ایم ؟ بیایید امروز بیاندیشیم که فردا بسیار دیر است... .

درود بر پاسداران انسانیت

شهاب ابراهیمی

|+| نگارش شده توسط شهاب ابراهیمی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:19 |